تبليغاتX
بوشهرگنجینه ی خلیج فارس
ایا دوست دارید با گوش ماهی کاردستی درست کنید

اینجا کلیک کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 9:9  توسط حسین وهمسرش  | 

دستهایی که کمک می کنند٬مقدس تراز لبهایی هستند که دعا می کنند

کورش کبیر

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 9:3  توسط حسین وهمسرش  | 

گفتگو با یک فروشنده کلیه!!!؟؟

 

خبر تابناک

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 10:45  توسط حسین وهمسرش  | 

اسامي مستعار:
اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را گودزيلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.


پول:
يك مرد 2000 هزار تومان براي يك جنس 1000 توماني مورد نيازش مي پردازد. يك زن 1000 تومان براي يك جنس 2000 توماني كه نيازي به آن ندارد مي پردازد.

بگو مگوها:
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان ميزنند. هر چيزي كه يك مرد بعد از آن بگويد، شروع يك بگو مگوي ديگر خواهد بود

موفقيت:
يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش خرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است كه بتواند چنين مردي را پيدا كند.

ازدواج:
يك زن به اميد اينكه شوهرش تغيير كند با او ازدواج ميكند،ولي تغيير نميكند. يك مــرد به اين اميد با همسرش ازدواجميكند كه تغيير نكند، ولي تغيير ميكند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 9:48  توسط حسین وهمسرش  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 12:21  توسط حسین وهمسرش  | 

صبح دیروز بزرگترین فروشگاه زنجیره ای رفاه واقع در بهمنی حومه بوشهر بر اثر نامعلومی در اتش بطور کامل سوخت.

آتش بعد از دوساعت تلاش مامورین اتشنشانی خاموش شد

 عکس

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 7:55  توسط حسین وهمسرش  | 

به يارى دين برخاستم ، در روزگارى كه همه در كار سستى مى‏نمودند . و در آن هنگام كه هركس سر در لاك خود فرو برده بود ، اين من بودم كه سر برافراشتم . [ و در آن هنگام ، كه زبان همگان بسته بود ، اين من بودم كه به سخن آمدم . ] و در آن هنگام كه همه در راه مانده بودند ، اين من بودم كه به هدايت نور خدا راه خويش پى گرفتم .

ادعايم از همه كمتر بود و حال آنكه ، بر همگان پيشى جسته بودم و زمام كارها به دست گرفته و پيش مى‏تاختم و بتنهايى ، از همه گرو مى‏بردم . همانند كوهى كه تندرها نجنبانندش و توفانها برنكنندش . هيچكس بر من عيبى نتوانست گرفت و در غيبت من سخنى نتوانست گفت . اكنون هر ذليل ستمديده‏اى در نزد من عزيز و ارجمند است تا حقّش را بگيرم و به او دهم و هر نيرومند سركش در نزد من ناتوان و حقير است كه حق ستمديدگان را از او بستانم . ما به قضاى خداوند راضى هستيم و تسليم فرمان او .

پندارى كه من بر رسول الله ( ص ) دروغ مى‏بندم ؟ به خدا سوگند ، من نخستين كسى هستم كه پيامبرى او تصديق كرده‏ام ، چگونه نخستين كسى باشم كه بر او دروغ مى‏بندد ؟ به كار خود درنگريستم ، ديدم پيش از آنكه بيعت كنم مى‏بايست از فرمان رسول الله ( ص ) اطاعت كنم كه مرا به مدارا خوانده بود . آرى ، در آن هنگام عهد و پيمان ديگرى به گردن من بود

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 9:37  توسط حسین وهمسرش  | 

من شما را مى‏ترسانم ، از آنگاه كه كشته در كنار اين رود ، يا در پست و بلند اين بيابان به خاك افتاده باشيد ، بدون آنكه ، نزد پروردگار خود حجتى يا دليلى روشن داشته باشيد . اين دنياى ناپايدار به ورطه هلاكتان افكند و قضاى الهى شما را به دام خود كشيد . بسا شما را از « حكميت » منع كردم و شما سر بر تافتيد و مخالفت ورزيديد ، چون كسانى كه عهد و بيعت شكسته باشند . تا بناچار رأى خود با خواست شما هماهنگ كردم . براستى ، مردمى سبك مغز و سفيه و نابردبار هستيد اى بى‏ريشه‏ها من هيچگاه برايتان موجب شرّى نبوده‏ام و نخواسته‏ام به شما زيانى برسانم
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 8:55  توسط حسین وهمسرش  | 

آگاه باشيد ، كه شيطان حزب خود را بر انگيخته و سپاه خويش بسيج كرده ، تابار ديگر ، ستم در جاى خود مستقر گردد و باطل به جايگاه خود بازگردد . به خدا سوگند ،

هر چه كوشيدند منكرى از من نديدند ولى ميان من و خود به انصاف داورى نكردند .

از من حقى را مى‏طلبند كه خود آن را واگذاشته‏اند و خونى را مى‏خواهند كه خود ريخته‏اند ( 1 ) اگر مى‏گويند كه من در ريختن آن خون شريكشان بوده‏ام ، مگر نه اين است كه آنها را در آن نصيبى بوده است و اگر آنان خود بتنهايى آن خون ريخته‏اند ، پس جز آنها كسى گناهكار نخواهد بود و به كيفر آن دچارند . هر دليل كه بياورند ، به زيان خود آنهاست .

از مادرى شير مى‏خواهند كه پستانش خشكيده است و مى‏خواهند بدعتى را زنده كنند كه

ديگر مرده است . چه نوميد است اين دعوت كننده كيست آنكه فرا مى‏خواند ؟ و به چه چيز بايد پاسخ داد ؟

به هر چه خداوند ميان من و ايشان داورى كند ، بدان خشنودم ، كه او به كردارهاى ايشان آگاه است . اگر سر بر تابند شمشير تيز حوالتشان كنم ، كه شمشير درمان باطل است و ياريگر حق . شگفت در اين است كه مرا به آوردگاه مى‏خوانند و مى‏خواهند كه در نبرد پاى بفشرم . مادرانشان در سوگشان بگريند . هيچگاه كسى نتوانسته مرا از تهديد به جنگ بترساند يا از ضرب شمشير به وحشت افكند . زيرا من در ايمان به خدا به مرز يقين رسيده‏ام و هرگز در دين خود شبهه نياورم .

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 12:3  توسط حسین وهمسرش  | 

با آنان مجنگيد تا آنان جنگ را بياغازند . سپاس خدا را ، كه حجت با شماست . و اگر واگذاريد تا آنان جنگ را آغاز كنند ، اين هم حجتى ديگر است به سود شما و زيان ايشان . هرگاه ، به اذن خدا ، روى به هزيمت نهادند ، كسى را كه پشت كرده و مى‏گريزد ،

مكشيد و آن را كه از پاى افتاده است ، آسيب مرسانيد و مجروح را زخم مزنيد و زنان را ميازاريد و آنان را به خشم مياوريد ، هرچند ، آبروى شما بريزند يا اميرانتان

را دشنام دهند . كه زنان به جسم ناتوان‏اند و به نفس و عقل ضعيف . حتى در زمانى كه زنان مشرك بودند ، ما را گفته بودند كه از آنان دست باز داريم . در زمان جاهليت ، رسم بر آن بود كه اگر مردى با سنگ يا چوبدستى به زنى تعرض مى‏كرد او را و فرزندانش را ، كه پس از او مى‏آمدند ، عيب مى‏كردند و سرزنش مى‏نمودند .

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 10:12  توسط حسین وهمسرش  | 

ای قوم، در این عزا بگریید برکشتهٔ کربلا بگریید
در ماتم او خمش مباشید یا نوحه کنید، یا بگریید
اشک از پی چیست؟ تا بریزید چشم از پی چیست؟ تا بگریید

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 8:16  توسط حسین وهمسرش  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

explorer blog

Free JavaScripts provided
by The Salar Weblog

خلیج ما همیشه فارس می ماند