|
اطلاعات عمومی
|
|
|
|
||||
|
ایا دوست دارید با گوش ماهی کاردستی درست کنید
+
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 9:9 توسط حسین وهمسرش
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دستهایی که کمک می کنند٬مقدس تراز لبهایی هستند که دعا می کنند
کورش کبیر
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 9:3 توسط حسین وهمسرش
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گفتگو با یک فروشنده کلیه!!!؟؟
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 10:45 توسط حسین وهمسرش
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اسامي مستعار:
اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را گودزيلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد. پول: يك مرد 2000 هزار تومان براي يك جنس 1000 توماني مورد نيازش مي پردازد. يك زن 1000 تومان براي يك جنس 2000 توماني كه نيازي به آن ندارد مي پردازد. بگو مگوها: موفقيت:
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 9:48 توسط حسین وهمسرش
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 12:21 توسط حسین وهمسرش
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
صبح دیروز بزرگترین فروشگاه زنجیره ای رفاه واقع در بهمنی حومه بوشهر بر اثر نامعلومی در اتش بطور کامل سوخت.
آتش بعد از دوساعت تلاش مامورین اتشنشانی خاموش شد
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 7:55 توسط حسین وهمسرش
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به يارى دين برخاستم ، در روزگارى كه همه در كار سستى مىنمودند . و در آن هنگام كه هركس سر در لاك خود فرو برده بود ، اين من بودم كه سر برافراشتم . [ و در آن هنگام ، كه زبان همگان بسته بود ، اين من بودم كه به سخن آمدم . ] و در آن هنگام كه همه در راه مانده بودند ، اين من بودم كه به هدايت نور خدا راه خويش پى گرفتم . ادعايم از همه كمتر بود و حال آنكه ، بر همگان پيشى جسته بودم و زمام كارها به دست گرفته و پيش مىتاختم و بتنهايى ، از همه گرو مىبردم . همانند كوهى كه تندرها نجنبانندش و توفانها برنكنندش . هيچكس بر من عيبى نتوانست گرفت و در غيبت من سخنى نتوانست گفت . اكنون هر ذليل ستمديدهاى در نزد من عزيز و ارجمند است تا حقّش را بگيرم و به او دهم و هر نيرومند سركش در نزد من ناتوان و حقير است كه حق ستمديدگان را از او بستانم . ما به قضاى خداوند راضى هستيم و تسليم فرمان او . پندارى كه من بر رسول الله ( ص ) دروغ مىبندم ؟ به خدا سوگند ، من نخستين كسى هستم كه پيامبرى او تصديق كردهام ، چگونه نخستين كسى باشم كه بر او دروغ مىبندد ؟ به كار خود درنگريستم ، ديدم پيش از آنكه بيعت كنم مىبايست از فرمان رسول الله ( ص ) اطاعت كنم كه مرا به مدارا خوانده بود . آرى ، در آن هنگام عهد و پيمان ديگرى به گردن من بود
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 9:37 توسط حسین وهمسرش
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
من شما را مىترسانم ، از آنگاه كه كشته در كنار اين رود ، يا در پست و بلند اين بيابان به خاك افتاده باشيد ، بدون آنكه ، نزد پروردگار خود حجتى يا دليلى روشن داشته باشيد . اين دنياى ناپايدار به ورطه هلاكتان افكند و قضاى الهى شما را به دام خود كشيد . بسا شما را از « حكميت » منع كردم و شما سر بر تافتيد و مخالفت ورزيديد ، چون كسانى كه عهد و بيعت شكسته باشند . تا بناچار رأى خود با خواست شما هماهنگ كردم . براستى ، مردمى سبك مغز و سفيه و نابردبار هستيد اى بىريشهها من هيچگاه برايتان موجب شرّى نبودهام و نخواستهام به شما زيانى برسانم
+
نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 8:55 توسط حسین وهمسرش
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آگاه باشيد ، كه شيطان حزب خود را بر انگيخته و سپاه خويش بسيج كرده ، تابار ديگر ، ستم در جاى خود مستقر گردد و باطل به جايگاه خود بازگردد . به خدا سوگند ، هر چه كوشيدند منكرى از من نديدند ولى ميان من و خود به انصاف داورى نكردند . از من حقى را مىطلبند كه خود آن را واگذاشتهاند و خونى را مىخواهند كه خود ريختهاند ( 1 ) اگر مىگويند كه من در ريختن آن خون شريكشان بودهام ، مگر نه اين است كه آنها را در آن نصيبى بوده است و اگر آنان خود بتنهايى آن خون ريختهاند ، پس جز آنها كسى گناهكار نخواهد بود و به كيفر آن دچارند . هر دليل كه بياورند ، به زيان خود آنهاست . از مادرى شير مىخواهند كه پستانش خشكيده است و مىخواهند بدعتى را زنده كنند كه ديگر مرده است . چه نوميد است اين دعوت كننده كيست آنكه فرا مىخواند ؟ و به چه چيز بايد پاسخ داد ؟ به هر چه خداوند ميان من و ايشان داورى كند ، بدان خشنودم ، كه او به كردارهاى ايشان آگاه است . اگر سر بر تابند شمشير تيز حوالتشان كنم ، كه شمشير درمان باطل است و ياريگر حق . شگفت در اين است كه مرا به آوردگاه مىخوانند و مىخواهند كه در نبرد پاى بفشرم . مادرانشان در سوگشان بگريند . هيچگاه كسى نتوانسته مرا از تهديد به جنگ بترساند يا از ضرب شمشير به وحشت افكند . زيرا من در ايمان به خدا به مرز يقين رسيدهام و هرگز در دين خود شبهه نياورم .
+
نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 12:3 توسط حسین وهمسرش
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با آنان مجنگيد تا آنان جنگ را بياغازند . سپاس خدا را ، كه حجت با شماست . و اگر واگذاريد تا آنان جنگ را آغاز كنند ، اين هم حجتى ديگر است به سود شما و زيان ايشان . هرگاه ، به اذن خدا ، روى به هزيمت نهادند ، كسى را كه پشت كرده و مىگريزد ، مكشيد و آن را كه از پاى افتاده است ، آسيب مرسانيد و مجروح را زخم مزنيد و زنان را ميازاريد و آنان را به خشم مياوريد ، هرچند ، آبروى شما بريزند يا اميرانتان را دشنام دهند . كه زنان به جسم ناتواناند و به نفس و عقل ضعيف . حتى در زمانى كه زنان مشرك بودند ، ما را گفته بودند كه از آنان دست باز داريم . در زمان جاهليت ، رسم بر آن بود كه اگر مردى با سنگ يا چوبدستى به زنى تعرض مىكرد او را و فرزندانش را ، كه پس از او مىآمدند ، عيب مىكردند و سرزنش مىنمودند .
+
نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 10:12 توسط حسین وهمسرش
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||||||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 8:16 توسط حسین وهمسرش
|
|
|||||||||||
|
|||||||||||